أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

14

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

عبارت در جز امر و فرمان هم بر سبيل مجاز گفته شود چون سؤال و اباحه و آفرينش و مسخ و تهديد « 1 » . امر مطلق معنى وجوب دارد و استحباب را نرساند مگر بدليل ديگر كه به آن ضميمه شود و دلالت كند بر رخصت در ترك چون فرمان بوقتى وابسته شده ( چنانچه گويد صبح جمعه غسل كن ) بايد آن كار را در اول آن وقت انجام داد و اگر امر مطلق باشد بايد بدان مبادرت كرد و شتاب نمود . انجام مأمور به بيش از يك بار واجب نيست مگر دليلى بر وجوب تكرار باشد و اگر امر مكرر باشد بايد فعل را تكرار كرد مگر دليلى باشد كه تكرار براى تأكيد است . اگر دو امر بيك فعل صادر شود بطور عطف اگر در متعلق خود يكى باشند دليل بر تأكيد باشد و يك انجام دارند و اگر تفاوت دارند هر كدام حكم خود را دارند . اگر دو خبر بيك مضمون باشند حكم آنها چون دو امر باشد . امتثال امر سقط تكليف است و كارى كه واجب شده بانجام رسيده . اگر صدور امر پس از نهى از كار باشد معنى اباحه دهد نه وجوب مانند فرمودهء خدا : فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ : چون نماز خوانده شد ( نماز جمعه ) پراكنده شويد در زمين ( يعنى بدنبال كار و كسب ) كه پس از اين فرمان آمده است : چون اذان نماز را در روز جمعه گفتند بشتابيد بسوى ذكر خدا ( يعنى نماز جمعه ) . هر گاه فرمان صادر شد بانجام يكى از چند كار بطور تخيير مكلف ، مانند كفاره يمين هر كدام از آنها واجب باشد كه مكلف آن را اختيار كند و همه با هم واجب

--> ( 1 ) سؤال بمعنى درخواست و خواهش است كه در مقام دعا و التماس آرند مانند « رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا » اباحه براى رخصت در فعل باشد چون « كُلُوا وَ اشْرَبُوا » آفرينش مانند « كن » در جملهء « كُنْ فَيَكُونُ » كه بيان آفرينش خدا است . و مسخ مانند « كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ » كه مانند همان آفرينش است و تهديد چون « قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ » .